X
تبلیغات
اینجا تهران است؛

شهرقارقار و جیک جیک و بق بقو های بی پایان!


تا اطلاع ثانوی تعطیل می باشد

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 4:10 نويسنده کفترچاهی |


شهرمن که پر فروغه

 پر داد و پر دوده

 رو بوماش به جای کفتر

 لونه ی دیشه و لوله

 شهر من دلش گرفته

 بس که تو جوباش زباله س

 ولی یاد اون قدیمی

 توی قلب همه زنده س.

 

 


برچسب‌ها: این جا تهران است؛ شهر بق بقو های بی پایان, تهران, بق بقو, کبوتر, کفترچاهی
+ تاريخ شنبه چهارم آبان 1392ساعت 2:5 نويسنده کفترچاهی |

اجازه هست كه اسم تو را صدا بزنم؟!
به عشق قبلي يك مرد پشت پا بزنم
اجازه هست كه عاشق شوم، كه روحم را
ميان دست عرق كرده ي تو تا بزنم
دوباره بچّه شوم، بي بهانه گريه كنم
دوباره سنگ به جمع پرنده ها بزنم
دوباره كنج اتاقم نشسته شعر شوم
و يا نه! يك تلفن به خود شما بزنم
نشسته اي و لباس عروسي ات خيس است
هنوز منتظري تا كه زنگ را بزنم
براي تو كه در آغاز زندگي هستي
چگونه حرف ز پايان ماجرا بزنم؟!
دوباره آمده اي تا كه عاشقت باشم

و من اجازه ندارم عزيز جا بزنم!

دکترسیدمهدی موسوی


برچسب‌ها: سیدمهدی موسوی, غزل پست درن
+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 23:8 نويسنده کفترچاهی |

به موضوع وبلاگم بی ربط است اما سری به این وبلاگ بزنید که توضیحات خوبی در مورد تابلوهای لئوناردو داوینچی نوشته است:


تابلو هاي داوينچي و رمز و راز هاي آنها


برچسب‌ها: تابلو هاي داوينچي و رمز و راز هاي آنها, لئوناردو داوینچی, داوینچی
+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 2:25 نويسنده کفترچاهی |


برچسب‌ها: دانلود دکلمه ها و مناظره های سید مهدی موسوی, سید مهدی موسوی
+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 4:35 نويسنده کفترچاهی |

سلام بسیاری از  دوستان گرامی؛
به علت بی  معرفتی و ایفای نقش خیار درختی در بین لینک های بنده،لینک خیلی از شما حذف شد.


برچسب‌ها: اطلاعیه
+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 1:23 نويسنده کفترچاهی |


از اون غروباییه که آدم دوست داره مثل لوک خوش شانس توش محو شه...

-این جا کجاس؟دانشگاه بیرجند....


برچسب‌ها: دانشگاه بیرجند, غروب دانشگاه بیرجند
+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 0:9 نويسنده کفترچاهی |


به نظرتان عکس بالا چیست؟صحنه ای است که در خوابگاه، و عاقبت مگس هایی است که سر به سر اینجانب کفترچاهی بگذارند یوهاهاهاها....

رفتم اتاق همسایه دیدم درشون بازهو چراغ خاموشه،میگم چه خبر شده؟میگن هیچی می خوایم کفترامون راحت بخوابن.گفتم کفتر؟!گفت آره بیا نشونت بدم.رفتم تو دیدم یه مگس نشسته رو میز،زدم کشتمش،اومدنی دیدم یکی رو جاکفشیشونه،بعد اومدم تو اتاق خودمون دیدم اووووف همون سه مگسی که هرروز ساعت 12 میان تو گوشم صدای موتور هزار میدن هستن...هر سه رو کشتم.توی راهرو و آشپزخانه که گشت و گذار کردم شش مگش کشتم و بعد عکس را خدمت شما آپلود کردم.شش تا رو داشته باشید...

کتری گذاشتم به زهره گفتم برو بیار من دوباره مگس کشتم دوتا...تا الان 7 تا رو هم داشته باشید...زهره گفت "کار را که کرد؟آن که تمام کرد!"خودت کتری گذاشتی خودتم میاری!گفت چرا خودت نمیری ؟!گفتم دستم مگسیه.گفت دست من گوهیه می خوری؟گفتم آره بابا مگه خودت اون روز نگفتی هر گوهی می خوریم باید با هم بخوریم و اون دوتا پسر دبیرستانی برگشتن نگاه کردن کرکر خندیدن؟گفت آها...اینم حرفیه...رفت کتری رو آورد و برای بار دوم عکس 87 مگس که با چسب نواری چسبوندم رو آپلود کردم...7 تا رو داشته باشید...اونور تر دیدم یه بچه مگس رو دستمال مماغی دوستمه...اونم کشتم،یکی روی موکت بود اونم کشتم،و دیگری روی دیواره ی جانبی یخچال که اون رو هم کشتم و عکس زیر نتیجه ی نهایی شکار پر بار بنده یعنی 10 مگس است :دی  :


به بچه هاگفتم شام بهتون فردا آبگوشت مگس می دم،گفتن نه فردا سلف رزرو داریم.بذار برای جمعه شب:دی

فقط مثل آبگوشت اون دفعه لیمو زیاد نریز توش!

بعدا" نوشت:مگس یازدهم را هم الان کشتم؛ بفرمایید چای!

بعدا نوشت:مگس دوزادهم را هم کشتم.


برچسب‌ها: مگس, چای, مگس یازدهم, خوابگاه, خاطرات خوابگاهی
+ تاريخ یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 0:30 نويسنده کفترچاهی |

- سعی دارم قبل از مرگم خودم خاطراتم را بنویسم که زحمت خاطره سازی را از دوش بعضی دوستان بردارم. اما اگر این کار نصفه ماند خب بگذارید خاطره بسازند! مگر زمانی که زنده بودیم کم این کار را کردند؟! و ما هم بدتر از آمریکا هیچ غلطی نتوانستیم بکنیم!

 

8- هر فیلم خصوصی (غیر صدا و سیمایی و ارشادی) که درباره ی زندگی من ساخته شود دمش گرم! هرچند خودم را در حدّ و اندازه های فیلم و اینجور بازی ها هیچ وقت ندانسته و نمی دانم. اما با توجه به زندگی عجیب و غریبی که داشته ام فکر کنم از آن فیلم های پرفروش هالیوودی از تویش دربیاید!! اگر فیلم درآمدی (به هر شکل) کسب کند باید درصد ناچیزی از آن به همان کتابخانه ی کذایی تعلق بگیرد.


این چی بود؟

دو بند از وصیت نامه ی دکترسید مهدی موسوی عزیز بود

کاملش رو این جا بخونید:

وصیت نامه ی جراح قلب و عروق کلمات


برچسب‌ها: وصیت نامه دکتر سید مهدی, دکترسیدمهدی
+ تاريخ شنبه نهم آذر 1392ساعت 19:5 نويسنده کفترچاهی |

متن من:

انتخابات انجمن های علمی زبان و ادبیات انگلیسی،مترجمی،و زبان و ادبیات فارسی در تاریخ 18/8/1391 در محل دانشکده ادبیات با کاندیداتوری آقای زارعی،محمدرضا ابراهیمی،کبری نیکوروش،محمدجوادبهدانی،فریباعابدی،سیده ساراحسینی،عالیه فقیه نیا و نسیم شادمان برگزار شد.طبق آراء جمع آوری شده، هفت نفر از این جمع به جز خانم فقیه نیا به این تشکل پیوستند.


تجمه ی گوگل ترنسلیت:

Electoral Science Society of English Language and Literature, Translation, and Persian Literature on 08/18/1391 at the Faculty of Letters of nomination Mr. Zarei, Mohammad Reza Ebrahimi, K. Nykvrvsh, Mhmdjvadbhdany, Frybaabdy, S. Sarahsyny, supreme leader Don Breeze upbeat held. according the votes are collected, seven of these organizations joined together to save her grandfather leader.



نتیجه:تا چنین مواردی هست چه نیازی به جوک و ترول و پ ن پ داریم؟؟؟


برچسب‌ها: گوگل ترنسلیت, ترجمه ی چپ و جول
+ تاريخ شنبه نهم آذر 1392ساعت 1:16 نويسنده کفترچاهی |